دوتا قایق
دوتا قایق بیشتر نبود
قایق من و
بقیه آدما
چه فاصله وحشتناکی
بین آندو
یک دیوار مه
غرق کرد
نمی دانم کدام قایق را
*****
تعطیلی
گاهی وقتها
همین جوری تعطیله
بی مناسبت
بی آنکه بخوای
بدون نوبت
نمی دونم چرا باز نیست ؟
کی فروخته شد
اون همه حوصله
******
تنهایی
مدت ها
من و تنهایی
گاهی هم با خدا
قدم می زدیم
از روزی که آمدی و نیامدی
خدا و تنهایی را بردی
من ماندم و من
r@ kh
اول دی ماه نود و یک
+ نوشته شده در شنبه دوم دی ۱۳۹۱ ساعت 0:36 توسط رحمت
|
پنجره