ستاره سحر

دیشب ستاره سحر را

با خدا در آسمان دیدم

چشمک می زد

دستانم زخمی و بسته  

پیکرم مچاله بند ها شده

اما مپندار

شکست زانو های مرا

گر مرد ره ام

سوی خدا و ستاره اش

افتان میروم

           r@kh 


دهم مرداد نودو یک