آقا فال

 

 

آقا فال ،آقا یه فال

 بگیر دیگه

پسر جان : فال ما گذشته

در راه سنگ فرش و امید مدرسه

سنگ فرش ، سنگ فرش  ..

حافظ می داند !

کی مترو به شهر ما می آید !

کی آن سنگفرش های مدفون شده

در خروار ماسه و سیمان و کوفت و فلان را

می کنند

چرا این همه ساختمان بر کودکی مان بنا کرده اند ؟

می شود آیا انگشتر نازنین دختر همسایه را

که دزدانه در گوشه حیاط چال شده

  بیابند ؟

می توان نقبی زد از مترو شهرمان

به بهشت و زهرا و

انگشتر را در دستان نازنیین او نشاند

.

هنوزگل  خاطر پیش از دبستان ات را

با آب پاش چشمانم  ..

  

 

          r@kh

 نوزدهم تیر نود و یک