پرچین خیال

 

ارتفاع دیوار خانه ات را

پر چین می بینم

 پرچین خیال ات

دست یافتی تر از دیوار فاصله هاست

          *****

تازه گی ها

گرسنگان

چشمه آب را سر می کشند

لقمه ها ، بد قلق شده اند

        *****

قلم مو نا فرمان ام

لب و ابروی قهرت را خندان

چشمانت را منتظر

بر بوم نگاه  خود می کشد

       *****

سگ باغ عاطفه ها 

با تکه نانی

وظیفه را از یاد می برد 

 

     *****

با ویرانی ساعت شماطه دار

قمار باخت عمر خویش را

چگونه با خبر شویم  ؟

 

 

   r@kh

 

چهاردهم اسفند نود